لطفن کیارستمی را نکُشید

عباس کیارستمی کارگردان مشهور که برای یک عمل جراحی ساده در بیمارستان بستری شده بود، به خاطر ناکارآمدی پزشک جراح و کادر بیمارستان، با مشکلات متعددی مواجه شده. خبر غم‌انگیز و هشداردهنده است. اما واکنش رسانه‌ها و فضای مجازی به این اتفاق صد برابر از اصلِ موضوع غم‌انگیزتر و هشداردهنده‌تر است

می‌نویسند و می‌گویند چطور توانستند با کیارستمی چنین بکنند! سویه‌ی نقد به “بدکاری”ِ پزشکان نیست؛ مشکل این است که چرا با “کیارستمی” چنین کرده‌اید. سال‌هاست که هدف را گم کرده‌ایم و پیوسته به هم نشانی غلط می‌دهیم. در این اتفاق غم‌انگیز چیزی که باید نقد بشود، بی‌اخلاقی جامعه‌ی پزشکی و سلاخ‌خانه‌هایی به نام بیمارستان است. اگر با فردی مشهور چنین کرده‌اند، با کسانی که نام و نشانی، آشنا و پشت و پناهی ندارند، چه می‌کنند. کسی اما به این موضوع کاری ندارد. منتقدان و معترضان هم‌داستان همان پزشک بی‌مسئولیتی هستند که بنا به روایت کیارستمی “وقتی می‌فهمد بیمارش آدم مشهوری بوده هل می‌کند!” یعنی این‌که اگر طرف‌اش بی‌نام و نشان بود، احتمالن لب‌خندی می‌زد و در کمال آرامش چای‌اش را می‌نوشید! معترضان به اتفاقِ وحشت‌ناک برای کیارستمی، منتقدِ این “اتفاق” نیستند. منتقدِ این هستند که چرا کیارستمی؟! آن‌ها هم‌چون وزیر بهداشت جمهوری اسلامی وقتی به این خبر حساس شده‌اند که طرفِ ماجرا یک کارگردان مشهور بوده

رفتار کادر پزشکی و پزشک معالج آقای کیارستمی بی‌شک شرم‌آور است اما شرم‌آورتر از آن واکنش کس یا کسانی‌ست که می‌نویسند “وای! چطور می‌شود کیارستمی را نشناخت! او بزرگ‌ترین هنرمند ایرانی در جهان است!” آن‌ها به زبانِ بی‌زبانی می‌گویند به درک که هر روز هزاران گم‌نام و بی‌نام توسط پزشکان سلاخی و از هستی ساقط می‌شوند. مهم فقط کیارستمی‌ست که نخل طلا گرفته و دنیا او را می‌شناسند. معترضان مشکلی با رفتار غیراخلاقی پزشکان ندارند. حرف‌شان این است که جلو غریبه‌ها، همان جهانیانی که کیارستمی را می‌شناسند، حفظ آبرو کنید و لااقل به او خوب سرویس بدهید

در هر موضوعی می‌توان ارزشِ خبری را لحاظ کرد. توجه بیش‌تر به سلبریتی‌ها را می‌توان فهمید. اما ارزشِ جانِ انسان‌ها با هم برابر است. کسانی که “فقط” وقتی کیارستمی سوژه‌ی بی‌تدبیری پزشکان باشد، “جدی” می‌شوند؛ هم‌دست و هم‌داستان همان پزشک و همان بیمارستان و همان وزیرِ بهداشت هستند؛ اعضای اتحادیه‌ی بی‌اخلاق‌ها

در تونس خودسوزیِ یک دست‌فروشِ “بی‌نام” باعث جنبش و حرکت و اعتراض مردم شد. مردمی که باور دارند که یک دست‌فروش- در نگاهِ آی.آری: شغلِ بی‌ارزش- که گم‌نام است حق حیات دارد و اگر حکومتی این حق را به هر شکلی از او سلب کرد باید که پاسخ‌گو باشد. در “ایرانِ اسلامی”- آی.آر. ایران- اما گم‌نام‌ها و بی‌نام‌ها را کُشتی بکُش؛ اما حواس‌ات به مشاهیر باشد. بالاخره کیارستمی کارگردان مشهوری‌ست که همه‌ی جهان او را می‌شناسند. برای دلِ خارجی‌ها هم که شده او را لطفن خوب عمل کنید82020700-70625487