امام‌زاده حبیب؛ امام‌زاده‌ی جدید آی. آر. ایران

habib

وب سایت اصولگرای مشرق نوشت: دوستی که پیش از انقلاب برای گروه حبیب درامز می‌زد چند سال پیش خاطره‌ای از او برایم گفت که به شدت عجیب بود : می‌گفت رابطه من و حبیب از همان دیدار اول به‌خاطر یک اتفاق به اندازه‌ای محکم شد که دیگر از آن پس همیشه با او بودم

می‌گفت : من از آنجا که خانواده‌ای معتقد به مذهب داشتم به آن‌ها نگفته بودم که وارد موسیقی شده‌ام. فضای موسیقی آن زمان هم کثیف و ناسالم بود. این بود که در صحنه موسیقی سعی می‌کردم همرنگ آن‌ها باشم و مراقب باشم از زمینه مذهبی‌ام چیزی نفهمند. از سوی دیگر بیرون از کنسرت مثل خودم باشم. نه مثل یک موزیسین لاقید. چراکه از آن فضا متنفر بودم و صرفا به خاطر حرفه و تخصصم در آنجا کار می‌کردم

می‌گفت یکبار در زمان استراحت میان دو بخش برنامه، دیدم همه توی اطاق هستند جز حبیب. یکی از بچه‌ها که داشت سیگار می‌کشید و  مشروب می‌خورد پرسیدم حبیب کجاست؟ پوزخندی زد که: لابد دنبال همان متحجر بازی‌های خودش رفته باز

می‌گفت دنبالش که رفتم دیدم در اطاق کناری سجاده پهن کرده و مهر و تسبح و به نماز ایستاده است

می‌گفت از آن روز وقتی دیدم او از هیچ چیز نمیترسد و حتی در آن فضای کثیف هم قامت می‌بندد و پای اعتقادش می‌ایستد، من هم دیگر چیزی را مخفی نمی‌کردم. دیگر نمیترسیدم که بگویند خانواده ‌ش مذهبی است و مسخره‌ام کنند. دیگر جلد حبیب شده بودم

پرسش‌های کانالِ تلگرامی آی. آر. ایران از سایت مشرق: چرا این جنابِ درامر بی‌نام کماکان از خاطرات و اعتقادات خود خجالت می‌کشد و خاطرات‌اش را بدون نام و نشان تعریف می‌کند؟ دوم چرا خواننده‌ای مثل حبیب که اعتقادات مذهبی داشته و رئیس دولت سابق هم در رسای صدای‌اش پیام داده، مجوز فعالیت رسمی در جمهوری اسلامی ایران را به دست نیاورد؟ سوم؛ آیا حبیب در کنار سگ باوفای‌اش که این روزها تصاویرش در اینترنت است، قامت می‌بسته؟ از نظر سایت مشرق و آی. آر. ایران[جمهوری اسلامی ایران] نماز خواندن در خانه‌ای که سگ در آن زنده‌گی می‌کند قبول است یا باطل؟ و اما مهم‌ترین مسئله. چرا جمهوری اسلامی ایران که بنا به گفته‌ی دولت‌مردان‌اش و حتا مرحوم حبیب “قدرت اول منطقه” است، برای موجه نشان دادن قوانین و اعتقادات‌اش به “مطرب جماعت” احساس نیاز می‌کند؟ دیروز از فرهاد چهره‌ی یک حزب‌اللهی طرفدار خمینی ساختید و امروز از حبیب. به فرض صحت این ادعاها جمهوری اسلامی ایران اگر به این “باورمندان” اجازه‌ی فعالیت نمی‌دهد، پس دقیقن به چه کسانی و با چه اعتقاداتی اجازه‌ی کار و زنده‌گی به عنوان شهروند عادیِ بدون درجه می‌دهد؟